منبع : مرکزی دیلی
یکی از سایتهای استانی اقدام به درج یادداشتی با عنوان “سخنی با برخی مسئولین فلان استان!” نموده است. متن این یادداشت به شرح ذیل است :
http://www.majnoonnews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1548&Itemid=1
در ادامه نقد یکی از خوانندگان سایت را بدون هیچگونه کم و کاست نقل می کنیم:
متاسفانه در این نوشتار تفاوتی بین قانونگرایی و قانونگریزی و نیز نیروهای لباس شخصی خود سر و نیروهای شناسنامه دار بسیج و نیروی انتظامی قائل نشده است که شائبه خرج کردن از ستونهای اصلی انقلاب ( رهبری و بسیج ) را برای سلایق حزبی و جناحی را به ذهن متبادر می سازد که در نگارش این مطلب بدان توجه نشده است.
انتخاب تیتر تعابیری را به ذهن متبادر می سازد که با خواندن ادامه متن متوجه اشتباه فاحش نویسنده در تشخیص اصول از فروع و بالعکس و نهایتا نتیجه گیری خاص تر! نویسنده می شویم که اصولا از یک روزنامه نگار که توقع حرفهای مستدل و منطقی از وی را داریم بعید بنظر می رسد.
در ادامه سوالاتی را مطرح می کنیم که به ذهن هر مخاطب بی طرفی ممکن است برسد که در دلش التزام به نظام اسلامی بر خواسته های شخصی و تمایلات جناحی غلبه ای وجدانی وجود داشته باشد:
- آیا شما جریان ” مارادونا را ول کنید و غضنفر خودمان را مهار کنید! ” را شنیده اید؟ اساسا چه ارتباطی بین نیروهای خودسر قانون شکن با بسیجیان سازماندهی شده و قانونمدار می بینید؟ و اینکه این نظام در کنار آسیب از دشمنان آشکار ، چقدر از دوستان نادان ضربه خورده است؟
- چرا برخی جریانات سعی دارند تفاوتی بین مردم معترض و جریانات اغتشاشگر و آشوب طلب قائل نشوند و علیرغم تاکید مسئولین درجه اول نظام بر این مسئله که باید صفها را از هم جدا کرد جلوی قانون و شرع حرکت کنند و حکم ارزشی از خودشان صادر می کنند؟ چرا بجای اینکه آرامش بخش باشند بیشتر از معاندین انسوی آبها برای متشنج نمودن فضا و تحریک عمومی تلاش می کنند؟
- چرا برخی سعی می کنند برای توجیه ندانم کاری های خودشان از سرمایه های انقلاب خرج کنند؟ با اینکه رهبر و رئیس جمهور و فرمانده بسیج و سایر دلسوزان نظام تاکید دارند که با هر فعالیتی خارج از قانون مخالف هستند و انتصاب اینگونه خودسری ها را به جریانات اصیل انقلاب تکذیب می کنند چرا مانع از برخی اظهار نظرهای دشمن شادکن در جامعه نمی شویم؟ و متعصبانه بر موضع خود اصرار می ورزیم؟
- چرا هنوز نپذیرفته ایم که مردم از بسیج و بسیج از مردم جدا نیست و در گفتار و رفتارمان بنا را بر ان داریم که صف مردم فهیم و ولایتمدار را از صف دلاورمردان بسیجی جدا کنیم؟ چرا چشممان را بر این واقعیت بسته ایم که مردم همه چیز را می بینند و می فهمند و خیلی دقیق قضاوت می کنند؟ و آیا این دسته بندی و جدا کردن صفهای مردم با عناوین بسیجی و حزب اللهی و … جز شاد کردن دشمن چه عایدی دیگری می تواند داشته باشد جز تضعیف خاکریزهای بزرگترین سرمایه های انقلاب در مقابل دشمنان قسم خورده نظام؟
- چرا بعضی اوقات بگونه ای رفتار می کنیم که گویی در مقابل منافع ملی احساس مسئولیتی نداریم و یا اصلا چنین مقوله ای را به رسمیت نمی شناسیم؟ و اصولا بعنوان نیروهای ارزشی چه منفعتی از امنیتی کردن فضای عمومی کشور عاید ما می شود؟ اینکه نگرش مردم با عملکرد بد ما و خرج کردن از انقلاب چقدر روی نگرش مردم تاثیر می تواند داشته باشد؟ این چه ارزشی است که اجازه می دهد بجای آب بر آتش بودن زمینه التهاب را بیشتر فراهم کنیم؟
- با توجه به اینکه قانون خط قرمز تمامی نیروهای داخل نظام است چه دلیلی دارد عده ای بواسطه داشتن هیبتی نزدیک به فلان جریان یا حزب یا گرایش فکری ، صرف اینکه خودشان در داخل محافل خودشان نشسته اند و تحلیل کرده اند که باید فلان کنند تا بهمان بشود دست بکار شوند و ضربه ای مهلک تر از خط نفاق به جریانات اصیل انفلاب بزنند و سنگی به چاه بیفکنند که صد ها عاقل نتوانند انرا بیرون بیاورند؟
- بدون شک طبق نص صریح قانون و طبق صلاحدید مسئولان امنیتی و انتظامی کشور بسیج وارد عمل می شود که در جریانات اخیر غائله ها با وارد شدن نیروی مردمی بسیج در کنار نیروی انتظامی خوابید ولی این سوال مطرح می شود ترقیب به عملکردهای فرا قانونی و مشوش شدن اوضاع در استانی که اوضاع تحت کنترل است چه معنی دارد؟ و چرا مسئولان و مدعی العموم در صدد بررسی چنین اقدامات تحریک کننده ای بر نمی آیند؟
- چه عیبی دارد که مردم در مقابل تعرضات ، دانش و آگاهی دفاع از خود را داشته باشند و صرقا تابع محض و بی دفاع نباشند؟ مگر اسلام از مسلمانان چه می خواهد جز اینکه در مقابل ظلم ( نادید گرفتن قانون ) مقاومت ( شما بخوانید اقدام قانونی ) انجام دهند؟ کدام قانون شرعی و عرفی و حقوقی اجازه چنین رفتاری را صادر می کند که در شرایط عادی ( استان مرکزی ) و در حالیکه نیروی انتظامی بر اوضاع مسلط است با این حرفها جو را متشنج کنیم؟
- چرا سعی داریم جوری وانمود کنیم مقاومت در مقابل نیروهای لباس شخصی و توصیه ایشان به قانون بی احترامی به بسیج است؟ چرا شان بسیج را اینقدر پایین می آوریم؟ فردای قیامت چطور می خواهیم پاسخگوی خون شهدای نظام و انقلاب در عدم حفظ این امانت باشیم؟
- یادمان هست حرکتهای نیروهای خودسر را در همین شهر خودمان که بعدا از آن خطی که ادعای پایبندی به آن را داشتند ترد شدند. چرا در صدد بازگرداندن اوضاع به آن زمان هستیم؟ گره زدن سرنوشت نیروهای قانون گریز با آبروی بسیجیان جان بر کف و قانونمدار با چه هدفی انجام می شود؟
- چرا دوباره می خواهیم ادبیات خاص برخی افراد و جریانات ترد شده نظام را با بکار بردن این الفاظ سخیف باز گردانیم و اصولا با این کارها کدام ارزش خود را می خواهیم ثابت کنیم؟
- آیا نباید با تجدید نظر در تعابیر مفهومی “نظام” ، “اصل” و “خطر” در فرمایش حضرت امام ، نگرشمان را نسبت به اسلام انقلابی و اصیل امام راحل تغییر دهیم و دست از برداشتهای ماکیاولی و طالبانی برداریم؟

